گاهی یک سفر، فقط جابهجایی از یک شهر به شهر دیگر نیست؛ گاهی آدم از یک جغرافیا برمیگردد، اما نگاهش به یک موضوع تغییر کرده است. برای من، سفر به نوشهر و حضور در بیستوچهارمین اجلاس و نمایشگاه سازندگان، توسعهگران و طراحان کشور، از همین جنس بود.
اول و دوم مهرماه ۱۴۰۵، هتل آراز نوشهر برای دومین سال پیاپی میزبان یکی از گردهماییهای تخصصی فعالان صنعت ساختمان بود؛ رویدادی که اینبار با یک پرسش مهم شکل گرفته بود: «مازندران؛ از مقصد سفر تا مقصد زندگی و سرمایهگذاری»
من هم به عنوان کارشناس روابط عمومی مؤسسه املاک و مستغلات تأمین اجتماعی در این اجلاس حضور داشتم؛ اما آنچه از این سفر با خودم به تهران برگرداندم، فقط چند خبر، چند عکس و چند عنوان برای گزارش نبود. آنچه دیدم، تصویری متفاوت از شمال ایران بود.
سالهاست وقتی از شمال حرف میزنیم، نخستین تصویری که در ذهنمان شکل میگیرد، جاده، دریا، جنگل و سفر است؛ مقصدی برای چند روز استراحت و فرار از شتاب زندگی شهری. اما در این اجلاس، حرف از شمالی دیگر بود؛ شمالی که آرامآرام از «مقصد سفر» عبور کرده و به موضوعی جدی برای سکونت، خانه دوم، توسعه، ساختوساز و سرمایهگذاری تبدیل شده است.
این تغییر نگاه را میشد در فضای اجلاس بهوضوح دید؛ از سازندگان و توسعهگران و معماران گرفته تا سرمایهگذاران، فعالان بازار مسکن، مدیران، برندهای ساختمانی و صاحبان پروژههایی که هر کدام با یک ایده و یک نگاه تازه آمده بودند.
اینجا فقط درباره ساختن دیوار و سقف صحبت نمیشد؛ بحث بر سر این بود که چگونه باید در شمال ساخت، برای چه نوع زندگی باید ساخت و چگونه میتوان میان سرمایه، معماری، طبیعت، گردشگری و آینده منطقه تعادل برقرار کرد. همین ویژگی بود که به نظرم این رویداد را از یک گردهمایی عمومی ساختمان متمایز میکرد.
بیستوچهارمین اجلاس، فقط یک سالن سخنرانی نبود.
در کنار سخنرانیها و ارائههای تخصصی انتقال تجربه، گفتوگوهای حرفهای و نشستهای تخصصی، نمایشگاهی شکل گرفته بود که در آن پروژههای ساختمانی، برندهای صنعت ساختمان، معماری و متریال در کنار فرصتهای سرمایهگذاری قرار گرفته بودند؛ یعنی آنچه در سالن دربارهاش حرف زده میشد، در فضای نمایشگاه امکان دیدهشدن، لمسشدن و گفتوگو پیدا میکرد.
برای من که از زاویه روابط عمومی به این رویداد نگاه میکردم، این بخش بسیار قابل توجه بود؛ چون در چنین فضایی، «روایت» فقط با کلمات ساخته نمیشود. پروژه، معماری، متریال، سرمایهگذار و حتی گفتوگوی کوتاه میان دو نفر، هرکدام بخشی از روایت آینده ساختوساز را شکل میدهند.
در میان آدمهایی که در این اجلاس میدیدم، چیزی بیش از دغدغه ساختوساز وجود داشت؛ دغدغه «ساختن»
آدمهایی که درباره پروژههایشان حرف میزدند، درباره آینده شهرها فکر میکردند، درباره کیفیت معماری، فناوری، مصالح، سرمایه و شیوههای تازه توسعه صحبت میکردند.
و در میان این گفتوگوها، یک مفهوم بارها خودش را نشان میداد: سرمایه زمانی ماندگار میشود که پشت آن، یک چشمانداز وجود داشته باشد.
این موضوع در سخنان محسن رستمی، سرپرست گروه سرمایهگذاری مسکن، نیز با تعبیر «حافظه بازار» مطرح شد؛ اینکه روندهای سرمایهگذاری فقط حاصل محاسبات اقتصادی نیستند و تجربه، روایت و حافظه جمعی سرمایهگذاران نیز میتواند در شکلگیری و تداوم یک جریان سرمایهگذاری مؤثر باشد. شاید به همین دلیل بود که حضور سرمایهگذاران در این اجلاس برایم معنا پیدا کرد.
وقتی یک سرمایهگذار به شمال نگاه میکند، دیگر فقط یک قطعه زمین یا یک ساختمان را نمیبیند؛ او آینده یک سبک زندگی، یک مقصد، یک جامعه و یک بازار را هم میبیند و اینجاست که معماری اهمیت پیدا میکند.
معماری فقط شکل ساختمان نیست؛ روایتی است از اینکه قرار است انسان در آن فضا چگونه زندگی کند.
در نمایشگاه، میان شیشه، سنگ، کاشی، تجهیزات، فناوریهای ساختمانی و ایدههای معماری قدم میزدم و به این فکر میکردم که پشت هر کدام از این محصولات، بخشی از زنجیره بزرگی قرار دارد که در نهایت قرار است یک «فضا» بسازد؛ فضایی برای زندگی.
حتی حضور برندهای تخصصی متریال و برگزاری کارگاههایی درباره انتخاب مصالح و فناوریهای مرتبط با معماری، نشان میداد که صنعت ساختمان دیگر صرفاً درباره «ساختن» نیست؛ درباره چگونه ساختن است.
در میان این فضا، حضور وزیر میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی نیز یک پیام روشن داشت: پیوند میان ساختوساز، گردشگری، سرمایهگذاری و توسعه منطقهای دیگر قابل تفکیک از یکدیگر نیست.
سیدرضا صالحیامیری در سخنان خود در این اجلاس، از ضرورت حرکت سریعتر ریل توسعه کشور و نیاز به تحول در حوزههای صنعتی، اقتصادی، اجتماعی، انسانی و فناوری سخن گفت و بر اهمیت نقش بخش خصوصی در فرآیند توسعه تأکید کرد.
این حرفها وقتی در نوشهر و در جمع سازندگان و سرمایهگذاران شنیده میشد، معنای دیگری پیدا میکرد. چون مازندران فقط یک استان گردشگرپذیر نیست؛ سرزمینی است که همزمان دریا دارد، جنگل دارد، ظرفیت گردشگری دارد، زمین و معماری دارد، و در عین حال با پرسشهای جدی درباره چگونگی توسعه مواجه است. به همین دلیل، آینده شمال را نمیتوان فقط با تعداد ویلاها و ساختمانها سنجید.
سؤال اصلی این است: آیا میتوان ساختوساز را به توسعهای تبدیل کرد که کیفیت زندگی را هم ارتقا دهد؟
و شاید مهمتر از آن: چگونه میتوان سرمایه را به ساختن آیندهای بهتر پیوند زد؟
برای من، یکی از جذابترین بخشهای این سفر، دیدن آدمهایی بود که با وجود سالها تجربه و فعالیت حرفهای، هنوز با اشتیاق درباره ساختن و آینده حرف میزدند؛ افرادی که دانش و تجربه خود را در مسیر پروژههای ایرانی به کار گرفتهاند و نگاهشان به سازندگی، فراتر از یک فعالیت اقتصادی صرف بود.
در میان آنها، نسل جدیدی از متخصصان و سازندگان را میشد دید؛ کسانی که تجربههای حرفهای و آموزشی متنوعی دارند و بخشی از دانش روز معماری، مهندسی، سرمایهگذاری و توسعه را با خود به فضای ساختوساز ایران آوردهاند.
برای منِ کارشناس روابط عمومی، تماشای این آدمها یک نکته مهم داشت:
پشت هر پروژه، قبل از آنکه بتن و فولاد و شیشه باشد، انسان و اندیشه وجود دارد و شاید همین، مهمترین چیزی بود که از این اجلاس با خودم آوردم.
بیستوچهارمین اجلاس سازندگان، توسعهگران و طراحان کشور را صما(مجله ساختمان) برگزار کرد؛ اما در نگاه من، آنچه در هتل آراز اتفاق افتاد، فقط یک رویداد صنفی نبود. یک گفتوگوی بزرگ بود؛ گفتوگویی میان سرمایه و معماری، میان سازنده و طبیعت، میان امروز و فردای شمال.
نمایشگاه، فرصتهای سرمایهگذاری را پیش چشم میآورد؛ معماران درباره کیفیت و هویت فضا حرف میزدند؛ سازندگان از تجربههایشان میگفتند؛ سرمایهگذاران آینده بازار را بررسی میکردند؛ برندها تازهترین متریال و فناوریهای خود را عرضه میکردند؛ و مدیران درباره مسیر توسعه سخن میگفتند.
همه اینها در کنار هم، یک تصویر را کامل میکرد: شمال ایران دیگر فقط جایی برای رفتن نیست، جایی برای ماندن است؛ جایی است که بخشی از آینده زندگی، سرمایه و توسعه ایران در آن در حال شکلگرفتن است.
وقتی از هتل آراز بیرون آمدم، همان دریایی روبهرویم بود که همیشه بوده، همان جنگلها، همان هوای شمال و همان جاده. اما نگاه من دیگر همان نگاه قبل نبود.
شاید ارزش واقعی یک اجلاس همین باشد؛ اینکه وقتی به خانه برمیگردی، هنوز چیزی از آن در ذهن تو ادامه داشته باشد.
من از این سفر، فقط یک گزارش برای روابط عمومی با خودم نیاوردم.
با خودم یک پرسش آوردم: اگر قرار است شمال، از مقصد سفر به مقصد زندگی و سرمایهگذاری تبدیل شود، ما قرار است چه چیزی بسازیم که شایسته آینده آن باشد؟
شاید پاسخ این سؤال، در ساختمانهای آینده نوشته شود؛ اما شکلگیری آن، از همین گفتوگوها آغاز میشود.
فهیمه رضائی
کارشناس روابط عمومی مؤسسه املاک و مستغلات تامین اجتماعی







دیدگاه شما
0 دیدگاه تاکنون برای این مطالب نوشته شده است.