بحران حاشیه‌نشینی؛ بازتابی از شکست توازن توسعه و فشار اقتصادی بر کلان‌شهرها

امیر آریازند، مدیرعامل مؤسسه املاک و مستغلات سازمان تأمین اجتماعی و  قائم مقام سابق معاونت برنامه‌ریزی شهرداری تهران، در گفت‌وگو با برنامه «سایه روشن» رادیو گفت‌وگو ، حاشیه‌نشینی را یکی از پیچیده‌ترین مسائل کلان‌شهرها در سراسر دنیا و بازتاب مستقیم شکست توازن در توسعه دانست و تأکید کرد این پدیده فراتر از یک مسأله ساخت‌وساز، محصول فشارهای اقتصادی بر طبقه متوسط و پایین شهری است.

به گزارش روابط عمومی مؤسسه املاک و مستغلات تأمین اجتماعی، آریازند در این برنامه ابعاد کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی این بحران را واکاوی کرد و برای مقابله با آن، راهکارهایی در دو سطح اصلاحات ساختاری و مداخلات فوری ارائه داد.

 

آریازند در آغاز این گفت‌وگو با ارائه تعریفی جامع از حاشیه‌نشینی تأکید کرد که این پدیده را نباید صرفاً به معنای ساخت‌وساز در لبه شهرها نگریست؛ بلکه حاشیه‌نشینی پیچیده‌ترین مسأله کلان‌شهرها در کل دنیاست و ماهیتی ترکیبی دارد که ابعاد کالبدی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی را هم‌زمان در بر می‌گیرد. وی اظهار داشت: «حاشیه‌نشینی در واقع نشانه‌ی شکست توازن در توسعه است. این وضعیت زمانی رخ می‌دهد که اشتغال، خدمات، آموزش، درمان و حتی امید به آینده، تنها در یک نقطه جغرافیایی متمرکز شده و سایر نقاط با کمبود و عقب‌ماندگی مواجه هستند.»

به گفته این کارشناس حوزه مدیریت شهری، ریشه بحران در الگوی توسعه‌ای نهفته است که فرصت‌ها و سرمایه‌ها را یک‌سویه در مرکز متمرکز کرده و در عوض، مناطق پیرامونی را از حداقل خدمات محروم گذاشته است. از نظر او تا زمانی که این عدم توازن برطرف نشود، هر مداخله‌ای در سکونتگاه‌های غیررسمی صرفاً درمان موقتی خواهد بود و مسأله در شکلی دیگر بازتولید خواهد شد.

وی با اشاره به تغییر الگوی مهاجرت به حاشیه شهر‌ها توضیح داد: «در گذشته، جمعیت عمدتاً از مناطق روستایی و شهرهای کوچک برای دسترسی به فرصت‌های شغلی در حاشیه‌ی کلان‌شهرها مستقر می‌شدند، اما امروزه با پدیده‌ی جدید “جمعیت رانده‌شده شهری” روبرو هستیم؛ یعنی کسانی که در مرکز شهر زندگی می‌کردند، اما به دلیل هزینه‌های گزاف زندگی، مجبور به ترک آن شده‌اند.»

ایشان عامل اصلی این جابه‌جایی‌های اجباری را بحران مسکن و تمرکز مفرط سرمایه و اشتغال در مرکز تهران دانست و گفت: «وقتی تهران به عنوان موتور اقتصادی کشور با قیمت‌های سرسام‌آور مسکن و اجاره‌بها مواجه می‌شود، طبیعتاً جمعیت به سمت پیرامون رانده می‌شود. این روند منجر به رشد سریع شهرهای اقماری، گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی و افزایش فشار غیرقابل‌کنترل بر زیرساخت‌های فرسوده شهری می‌گردد.»

آریازند به آسیب های حاشیه نشینی؛ از چهره شهر تا روح جامعه اشاره کرد: از جمله آسیب به چهره شهری شامل نبود طراحی شهری منسجم، کمبود فضای سبز، ضعف معابر و گاهی ساخت و سازهای فاقد استاندارد، سیمای شهر را فرسوده می کند . موضوع دیگر آسیب به خدمات عمومی است که حاشیه نشینی باعث می شود مدارس، درمانگاه ها، حمل و نقل عمومی، شبکه آب، برق و گاز تحت فشار قرار بگیرند. ازدحام ، نارضایتی، کاهش کیفیت زندگی و افزایش احساس محرومیت. هم چنین آسیب های اجتماعی شامل ترک تحصیل، بیکاری و فرسایش اجتماعی و شکل گیری احساس بی پناهی و بی اعتمادی و تشدید چرخه بازتولید فقر و آسیب های اقتصادی مثل پائین آمدن بهره وری زمین و افزایش ریسک سرمایه گذاری شهری و در نهایت آسیب های فرهنگی و هویتی . وقتی جمعیت زیادی با پیشینه ها و سبک زندگی متفاوت بدون زیر ساخت های فرهنگی و اجتماعی کافی در یک محدوده متمرکز می شوند انسجام اجتماعی تضعیف می شود و حس تعلق کم کم ضعیف می گردد.

وی در همین زمینه به تبعات جنگ اخیر ایران نیز اشاره کرد و افزود که آثار این جنگ، موج جدیدی از جمعیت رانده‌شده شهری را پدید آورده است؛ خانوارهایی که در مرکز شهر می‌زیستند و اکنون زیر فشار سنگین اجاره‌بها و گران‌ترشدن هزینه معیشت، به سمت پیرامون کلان‌شهر کشیده شده‌اند. به باور آریازند، این جابه‌جایی اجباری در حالی رخ می‌دهد که زیرساخت‌های شهری پیرامون نیز دچار فرسودگی جدی است و چنین فشاری ظرفیت خدمات رسانی این مناطق را از پیش برنمی‌تابد.

آریازند در بخش پایانی تحلیل خود، راهکارهای مقابله با این بحران را در دو سطح دسته‌بندی کرد:

۱. اصلاحات ساختاری و میان‌مدت: وی بر ضرورت کاهش شکاف میان “درآمد و هزینه” تأکید کرد و افزود که اصلاحات باید شامل کنترل و اصلاح بازار مسکن، مدیریت حرفه‌ای اجاره‌بها، تولید مسکن قابل استطاعت برای اقشار کم‌درآمد و متوسط، کاهش سوداگری زمین و مسکن و توسعه زیرساخت‌های حمل‌ونقل عمومی در شهرهای اقماری باشد. به گفته وی، آنچه بازار مسکن را از تعادل خارج کرده، انباشت سرمایه سوداگرانه در این حوزه است؛ ازاین‌رو تورم شبه‌ساختاری قیمت زمین باید با سیاست‌های عرضه و مقابله با انباشت و واگذاری زمین، مهار شود و تولید مسکن به‌جای رقابت سوداگرانه، به سمت مسکن قابل استطاعت هدایت گردد. وی همچنین بر اهمیت “توزیع عادلانه فرصت‌های شغلی” برای جلوگیری از تمرکززداییِ ناشی از اجبار تأکید کرد.

۲. مداخلات فوری و ساماندهی کالبدی: با توجه به پیچیدگی‌های اجرایی و زمان‌بر بودن اصلاحات ساختاری، آریازند پیشنهاد داد که در کوتاه‌مدت باید بر “بهسازی کالبدی” و “ارتقای زیرساخت‌های شهرهای حاشیه‌ای” تمرکز شود. این اقدامات شامل احداث پارک‌ها، ایجاد محوطه‌های بصری شاد، توسعه خدمات آموزشی و درمانی، و ایجاد فرصت‌های شغلی (حتی موقت) برای اتصال بهتر این ساکنان به بدنه اصلی جامعه است. او تأکید کرد که ارتقای کیفیت محیط سکونت، حتی در کوتاه‌مدت، مانع عمیق‌تر شدن شکاف اجتماعی میان حاشیه و مرکز شهر می‌شود و حس تعلق ساکنان را بازمی‌گرداند.

آریازند در پایان خاطرنشان کرد که مسأله حاشیه‌نشینی یک موضوع “بین‌بخشی” است و حل آن نیازمند همکاری هم‌زمان دولت، مجلس، شهرداری‌ها و نهادهای مدنی است. همچنین بر این نکته تاکید داشت که بدون هم‌افزایی این نهادها و بدون رفع عدم توازن در توسعه، ریشه‌کنی حاشیه‌نشینی در کلان‌شهرها به نتیجه نخواهد رسید.

 

دیدگاه شما

0 دیدگاه تاکنون برای این مطالب نوشته شده است.

راه‌های ارتباطی با ما
کلیه حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت متعلق به «موسسه املاک و مستغلات سازمان تامین اجتماعی» است.